[pro_ad_display_adzone id=5]

انتظار؛مسابقه ودوست بد قول

Lyla Owfi October 31, 2016 2
انتظار؛مسابقه ودوست بد قول

با دوست بد قولی درمحلی شلوغ و پر رفت و آمدی قرار داشتم
از سر انتظار گوشه ای ایستاده بودم و خودم رو با دیدن رهگذرها سر گرم کرده بودم. در حال رصد بودم که شنیدن جملاتی فارسی، تمام وکمال حواسم رو به خودش جلب کرد 

مادری دست دختر بچه شیطون ٢ يا ٣ ساله اى رو سخت چسبیده بود و مرتب بهش میگفت صبر کن الان بابا میاد. دخترک هم در جا بالا و پایین میپریدمادر مرتب به دختر بزرگترش که حدود ده دوازده ساله بود تذکر میداد كه چشم بنداز ببین بابا رو میبینی يا نه

دختر کوچک به طرز خیلی زشتی مشغول به آدامس جويدن بود. جوری که تمام با نمکی یک بچه دو سه ساله رو بیرنگ و حتی محو کرده بودمادر با دستمال دستی به دور دهن دخترک کشید وگفت یک موقع قورتش ندیا

هنوز تذکر اول به دوم نرسیده، دخترک آدامسش رو با شتاب عجیبی از توی دهنش شوت کرد بیرون. آدامس صورتی لِه و جویده شده هم افتاد جلوی پای خانم درحال عبوری که مشغول کلنجار رفتن با کیسه های خریدش بود. در یک چشم بهم زدن آدامس به کف کفش خانم رهگذر چسبید و بعد از صدم ثانیه سکوت؛ دو دختر به هم نگاه كردن و غش غش خندیدن. خواهر بزرگتر بلافاصله يه آدامس دیگه به خواهر کوچک که حالا آروم ایستاده بود داد و خودش هم با جدیت یکی به دهانش گذاشت و به اين ترتيب مسابقه بین دو خواهر و البته زیر نظر و سكوت مادر شروع شد. آدامسهای برنده با کفش رهگذر ها همراه  و بازنده ها کف زمین پهن میشدند

بالاخره بعد از مدتی مادر که همچنان در پی یافتن شوهرش به اطراف سر میچرخوند، به صدا در آمد و نیمچه فریادی سرشون زد. دروغ نگم يكم دلم خنك شد که بالاخره مادر عزيز فهميد بچه ها مشغول چه كارى هستن و منتظر بودم ببينم اون آهاىگفتن مادر به چه تنبيهى ختم ميشه. مادر عزيز در حاليكه با هر دست يك بچه رو تكون حسابى داد گفتحروم نکنید آدامس ها رو! بذارین شیرینیش بره بعد تف کنین!چنان محو شیوه تربیتی مادر بودم   که وقتی رفیق بدقولم رسید اصلا نفهميدم

و اما دستور این هفته که یک غذای سریع و بسیار خوشمزه است كه البته توش آدامس نداره 

موادی که برای خوراک « مرغ و نخود» لازم داری
عشق                      بمقدار کافی
سینه مرغ تکه شده           یک فنجون اندازه گیری
نخود پخته شده                      نصف فنجون
کدوی سبزحلقه شده          یک سوم فنجون
پیاز داغ طلایی              یک چهارم فنجون
سیر نازنین له و ریز شده   دو حبه درشتش
کره                         یک تا دوقاشق غذا خوری
سس تند اگر دوست داری     یک قاشق مربا خوری

سس باربکیو یا هر سسی که دوست داری   نصف فنجون
نمک و فلفل                هر چقد ر صلاح میدونی
آب                            نصف فنجون

شما محبت کن یک ماهیتابه زیبا رو روی حرارت متوسط بذار و با شادی کره رو داخلش بریز همینکه کره آب شد سیر عزیز رو بریز. بمحضی که عطرش بلند شد مرغها رو اضافه کن کمی که رنگ عوض کردن کدو ها رو به این جمع اضافه کن گاهی همشون بزن تا کلا همگی دور هم تغییر رنگ بدن و سعی در طلایی شدن بکنند
پیاز داغ رو بهمراهی سس تند؛ نمک و فلفل اضافه کن در آخر نخود ها رو بریز. آب رو اضافه کن ؛ حرارت رو پایین بیار و بهشون فرصت بده تا به مرحله پختگی برسن . سس باربکیو رو اضافه کن و همینکه مواد عاشقانه به سس چسبیدن غذای شما حاضره
اون رو در قشنگترین ظرف خونت بکش  و در کنار اونی که دوست داری نوش جان کن

این غذا همراهی با برنج رو بیشتر از نون دوست داره اما تو هرکدوم رو که دوست داری انتخاب کن

 

2 Comments »

  1. FATI October 31, 2016 at 6:04 AM -

    به به چه غذای خوش آب و رنگی ممون

  2. Lyla Owfi November 8, 2016 at 11:37 AM -

    نوش جان فاطی عزیز
    شاد باشی

Leave A Response »


Fatal error: Uncaught wfWAFStorageFileException: Unable to verify temporary file contents for atomic writing. in /home/httpsofr/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php:47 Stack trace: #0 /home/httpsofr/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php(648): wfWAFStorageFile::atomicFilePutContents('/home/httpsofr/...', '<?php exit('Acc...') #1 [internal function]: wfWAFStorageFile->saveConfig('transient') #2 {main} thrown in /home/httpsofr/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php on line 47