[pro_ad_display_adzone id=5]

زندگی آپارتمانی و دوستان ثابت

Lyla Owfi October 13, 2014 6
زندگی آپارتمانی و دوستان ثابت

زندگی توی آپارتمان باعث میشه که با مردم دور و برت بیشتر در تماس باشی

وقتی مجبور باشی هر  روز سر یک ساعت از خونه بری بیرون یک سری آدم روهر روزمى بینی

اما اگر یک روز با اختلاف چند دقیقه دیر يا زود از خونه بیای بیرون همراهان آسانسورت کاملا فرق میکنن

مثل چند وقت پیش که ساعتم به هر علتی زنگ نزد و من با ده دقیقه تاخیر وارد آسانسور شدم

و از شانس بدم توى مسير تقریبا آسانسور همه طبقه ها ایستاد و هر طبقه عده ای جديد به اتاقک  آسانسور اضافه شدن

اول که پدری با پسرش وارد شدن وپدر بلافاصله رو زانو خم شد و مشغول شد به بستن بند کفش پسر خواب آلودش پسر هم که یک لقمه نان و پنیر

دستش بود با هر گازی که به لقمه اش میزد موهای پدر رو مزین به خرده نون میکرد

دو طبقه پايينتر دوباره آسانسور ایستاد و دم در آسانسور یک بچه با پیژامه ایستاده بود و خمیازه میکشید و خیلی راحت میشد فهمید که این دختر خانم

همسفر ما نیست اما یک صدا که داشت به ما نزدیک میشد هی میگفت در رو نگه دار اومدم و دختر مرتب دکمه آسانسور رو میزد که در باز بمونه

مردی سراسیمه با یک کفش در دست و لی لی کنان با کوله پشتی که روی یک شونه اش آویزون بود خواست وارد بشه که کوله به سر دختر بچه

خورد مرد تعادلش رو از دست داد و تقریبا با سر وارد آسانسور شد

صدای گریه دختربلند شد و پدر که دیگه فرصت دلجویی از دختر رو نداشت فقط تونست که یک بوسه براش بفرسته و همینطور که در بسته میشد با

صدای وحشتناک بلندی داد زد :عزیزم دوستت دارم؛ در آسانسور بسته شد و صدای گریه دخترک دور و دور تر شد

وپدر پریشان شروع کرد به پوشيدن کفش دیگرش  و کوله اش رو روی شونه اش مرتب کرد

خلاصه تمام این برنامه ها و چند مسافر ديگه از جمله

خانمی که تمام مدت مشغول شونه کردن موهاش جلوی آینه آسانسور بود یا تین ایجری که هد فون برگوش با چشمهای بسته خودش رو تاب میداد به

چند دقیقه هم نکشید اما وقتی که آسانسور در طبقه هم کف ایستاد و در باز شد تمام مسافران آسانسور خیلی خونسرد ؛ مرتب از اون بیرون اومدند و

اگر من بیرون ایستاده بودم هر گز فکر نمیکردم که این همه اتفاق در آسانسور افتاده باش

و اما غذای این هفته


موادی که برای «غذای آسانسوری» لازم داری

 

عشق                  بمقدار کافی

بادمجان متوسط حلقه شده        دو عدد

          
روغن زیتون اعلا         دو قاشق غذا خوری


سیر نازنین له و ریز شده      یک حبه


کنسرو گوجه فرنگی  پوست گرفته و ریز شده     یک دونه


ریحون تازه خردشده         نصف یک فنجون اندازه گیری


نمک و فلفل                      به اندازه کافی

 

تخم مرغ زده شده                     چهار تا


آرد نون                       دو فنجون

پنیر پارمیزان رنده شده            یک فنجون

آرد سفید                             نصف فنجون


روغن زیتون اعلا                یک چهارم فنجون


پنیر مازارلا ی رنده شده         یک تا دو فنجون

در یک کاسه بادمجانها رو بریز و حسابی روشون نمک بزن بهشون فرصت بده تا دو سه ساعتی بمونن

روشون آب بریز و بعدش حسابی خشکشون کن


محبت کن سه کاسه یک اندازه و البته زیبا رو بیار و ردیف کنار هم بچین

در اولی آرد سفید در دومی تخم مرغ های زده شده ز و در سومی آرد نون رو با همراهی پنیر پارمیزان بریز


شما زحمت بکش فر رو روی درجه ۴۲۵ فارنهایت روشن کن


بادمجانها رو به ترتیب اول در آرد سفید بزن ؛ بعد در تخم مرغها و در آخر در مخلوط آرد نون و پنیر پارمیزان

بعد از اینکه دوستان بادمجان خوب به این مواد آغشته شدند اونهارو در یک سینی مناسب فر که چربش کردی بچین و کمی هم از روغن زینون روی

بادمجانها بریزالبته خیلی خیلی کم


بعدم با شادی روونه فرشون کن


حدود بیست دقیقه بهشون فرصت بده بعد از اون بادمجانهار و پشت و رو کن و دوباره یک بیست دقیقه یا تا زمانی که طلایی بشن بهشون فرصت بده


تا بادمجانها دارن به مرحله طلایی زندگیشون میرسن شما سس گوچه فرنگی رو درست کن

یک قابلمه مناسب رو روی حرارت متوسط بذار دو قاشق روغن زیتون رو بریزو همینکه گرم شد سیر های نازنین رو اضافه کن و کمی بهشون

فرصت بده تا طلایی بشن و عطر خوش سیر در فضا بپیچه

حالا گوجه فرنگی ها رو با آبشون وارد ماجرا کن نمک و فلفل رو هم اضافه کن و بدون اینکه در قابلمه رو بذاری حرارت رو کم کن و بهش فرصت بده که بیست دقیقه بجوشه در آخر ریحون های تازه رو اضافه کن و همی بزن و از روی حرارت بر دار

الان باید بادمجانها هم حاضر شده باشن


ظرف مورد نظرت رو بیار و اول سس گوجه فرنگی دوم بادمجان و در آخر پنیر رنده مازارلا بریز و این کار را اینقدر تکرار کن تا موادت تمام شود

بعد هم با شادی فراوان ظرفت رو در فری که با دمای ۳۵۰ درجه فارنهایت گرم شده بذار و بعد از ۳۵ دقیقه از فر درش بیار و در کنار اونی که دوست داری نوش جان کن


برای رسیدن به فیس بوک سفره اینترنتی اینجا کلیک کن

 

6 Comments »

  1. Maryam October 13, 2014 at 1:22 AM -

    ليلي جون اين متنتون رو خيلي دوست داشتم. تمام اتفاقاتش در حين خوندن، جلوي چشمام تصوير مي شد. به نظرم در كنار تمام استعدادهاتون بايد فيلم نامه نويسي كوتاه رو هم اضافه كنيد
    و ممنون از دستور غذا

  2. Lyla Owfi October 13, 2014 at 3:45 AM -

    ممنون مریم جان
    خوشحالم که این پست رو دوست داشتی
    شاد باشی عزیزم

  3. Fati October 13, 2014 at 7:10 AM -

    به به چه غذايي همه خوراكي هايي كه دوستشون دارم اينجا كنار همن ، حتما امتحان ميكنم ، ممنون

  4. Lyla Owfi October 13, 2014 at 9:21 AM -

    نوش جان فاطی عزیز
    شاد باشی

  5. ملیحه October 14, 2014 at 8:28 AM -

    سلام لیلا جونم من مدتی نبودم وازدعوت شما هم مطلع نشدم خیلی دلم میخواست بیام وازنزدیک با بانوی عشق وهنرآشنا بشم ودستتوببوسم بخاطر اینهمه عشق وهنروخلاقیت استعداد درفن استادی آموزش آشپزی ونویسنده گی ووووومیبوسمت عزیزم همیشه موفق وشاد درکنارخانواده باشی

  6. Lyla Owfi October 14, 2014 at 9:56 AM -

    ملیحه جان منم خیلی دوست داشتم که شما رو از نزدیک ببینم
    یکدنیا ممنون از لطفی که به من دارید حسابی شرمنده کردید منو
    شاد باشید

Leave A Response »


Fatal error: Uncaught wfWAFStorageFileException: Unable to verify temporary file contents for atomic writing. in /home/httpsofr/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php:47 Stack trace: #0 /home/httpsofr/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php(648): wfWAFStorageFile::atomicFilePutContents('/home/httpsofr/...', '<?php exit('Acc...') #1 [internal function]: wfWAFStorageFile->saveConfig('transient') #2 {main} thrown in /home/httpsofr/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php on line 47