[pro_ad_display_adzone id=5]

اجازه خروج با کلم قرمز

Lyla Owfi June 12, 2016 2
اجازه خروج با کلم قرمز

گمونم یه هفت هشت نفری بودیمهمگی دور تا دور یک میز مستطیل بزرگ نشسته و با خودکارهایی که با سیم پلاستیکی به میز وصل بودن مشغول پر کردن فرمهاى گذرنامه بودیمهر از گاهی هم یکی سرش رو بلند میکرد و میگفت تاریخ امروز چیه؟ یکی دوتا سرشون رو بلند میکردند ؛ کمی جابجا میشدند ؛کمی مکث میکردند و میگفتند نمیدونیمروبروی من خانم و آقایی بودن که سخت مشغول پر کردن فرمها بودن اما کمی متفاوتآقا یک ریز غر میزد به خانم و پشت هم دستور کار صادر میکرد

برو فیش بانک رو بگیر. برو نوبت بگیر. حواست باشه باز خرابکاری نکنی.  خانوم هم با حرص بدنبال خورده فرمایش های شوهر بد عنق میرفتبعد از نمیدونم چندمین رفت و آمد زن خسته نشست و گفت 

ـاصلا خودت پاشو برو

ـ ببخشید که کار جنابعالیه ها 

ـ میخواستی نیایی

ـ ببخشید اونوقت کی به شما اجازه خروج میداد

ـ اون کار رو که کردی؛ پاشو برو بقیه اش رو خودم میکنم 

ـ لازم نکرده ؛و بلند روبه بقیه پرسید:امروز چندم خرداده

بازم همه سر بلند کردن دستی به جیب و کیف بردند و یادشون اومد که تلفنهاشون رو دم در تحویل دادن

ـ اصلا بده میخوام خودم فرم رو پر کنم 

ـ بفرما 

و خودکار رو که دیگه هیچ نقطه وصلی با میز نداشت رو روی فرم جلوی خانوم کوبوند 

ـ من میرم بیرون هم از تلفنم ببینم تاریخ رو هم یک سیگاری بکشم و بیام. نزنی خرابکاری کنیا

ـ ماه رمضونه ها 

مرد هم پوفی کشید و کلافه کنار خانوم نشست و خانوم هم پیروزمندانه خودکار رو بدست گرفتدر حال نوشتن بود كه مرد هر چند وقت يكبار انگشتش رو روى فرم ميزد و جلو جلو اطلاعات رو ميگفت. عكس العمل خانوم از بى اعتنايى شروع شد و با سرعت گرفتن اين رفتار شوهر به چشم غره تبديل شد اما شوهر مصمم بود و به دنبال انفجار و اينقدر ادامه داد تا به هدفش رسيد. بعد ازيكى از ضربات مرد كه با شدت بيشترى همراه بود، خانوم کیفش رو برداشت و رو به مرد البته با صداى کمی بلند گفت اصلا ميدونى چيه؟ حالا که اجازه من دست توست و تا امضا نکنی هیچ گ… نمیتونم بخورم پس چشمت کور خودت همه کارها رو بکن من میرم اونور میشینم 

مرد شونه ای بالا انداخت خودکار رو بدست گرفت و بلافاصله با صداى بلند پرسيد:

ـ بالاخره کسی فهمید امروز چندمه
ـ آقا بیستمه بیستم

و اما دستوراین هفته 

کلم ترش خوشرنگ و خوشمزه

اگه همیشه این کلم ترش رو در یخچال داشته باشی فوری میتونی با اضافه کردن کمی از این عزیز کلی تنوع و رنگ به غذا ها میدی

موادی که برای کلم ترش زیبا لازم داری

عشق            بمقدار کافی

کلم قرمز خرد شده    یکی متوسطش

سرکه سیب به اندازه ای که روی کلم ها رو بپوشونه

نمک       سه قاشق سوپ خوری

شکر        دو قاشق سوپ خوری

در یک قابلمه مناسب و زیبا کلمهای زیبا رو بریز و بعد از اینکه نمک و شکر رو روشون پاشیدی سرکه رو اضافه کن طوری که روی کلمها رو کاملا بپوشونه

قبل از اینکه قابلمه رو روی حرارت بذاری اول از همه هواکش رو بزن چون در غیر اینصورت بعد از حاضر شدن کلم شور دیگه خونه ات قابل سکونت نخواهد بود پس اول هواکش بعد روشن کردن اجاق

وقتی به نقطه جوش رسیدن ؛یکی دو جوش کافیه 

تو رو خدا رنگ رو میبینی؟

از روی حرارت برشون دار و بهشون فرصت بده تا کاملا خنک بشن در شیشه های مناسب بریزشون وقتی سرد شدند؛ درشون رو ببند و بذارشون در یخچال
این کلم جان همراه خوب و خوشمزه ای برای سالاد و ساندویچ هست به شرطی که در کنار اونی که دوست داری نوش جان کنی

برای رسیدن به فیس بوک سفره اینترنتی اینجا کلیک کن 

2 Comments »

  1. FATI June 13, 2016 at 1:15 AM -

    به امید اینکه روزی برسه که این قانون مسخره هم برداشته بشه واقعا اعصاب آدم رو خورد میکنه البته این کلم قرمز همه دلخوری ها رو از بین می بره ممون

  2. Lyla Owfi June 20, 2016 at 10:27 AM -

    فاطی جان منهم امیدوارم؛
    کلم هم نوش جان خیلی خوشمزه است
    شاد باشی عزیزم

Leave A Response »


Fatal error: Uncaught wfWAFStorageFileException: Unable to verify temporary file contents for atomic writing. in /home/httpsofr/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php:47 Stack trace: #0 /home/httpsofr/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php(648): wfWAFStorageFile::atomicFilePutContents('/home/httpsofr/...', '<?php exit('Acc...') #1 [internal function]: wfWAFStorageFile->saveConfig('transient') #2 {main} thrown in /home/httpsofr/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php on line 47